باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

پاسدار شهید یوسفعلى قاسمى طابق

با نذر و نیاز به عضویت سپاه درآمده بود و با عشق و اشتیاق فراوان به سلسله سبزپوشان سپاه پیوسته بود. لباس سپاهى به تن داشت و عازم جبهه نبرد بود. چقدر آن لباس سبز مقدس، بر قامت آسمانى او برازنده مى نمود. خوب تماشایش کردم. چشمهایش، رنگ باورهاى سبز داشت و وجودش چون آسمان آبى، صاف و بى ریا بود. برایش تذکر داده بودند که با لباس سپاهى به خط عملیاتى نرود چون عراقى ها به این لباس حساسیت داشتند و اگر او را با این لباس اسیر مى کردند بیشتر مورد اذیت و شکنجه قرار مى دادند، ولى مى گویند یوسفعلى به تمام این حرفها مى خندید و مى گفت: «من براى شهادت مى روم نه براى اسارت. جز خدا مرا از هیچکس واهمه اى نیست. من به این لباس عشق مى ورزم، مرا حتى بعد از شهادت با این لباس دفن کنید.»

یوسفعلى رفت شاد و رها. مثل نسیم، مثل پروانه ها، مثل چکاوکهاى بیقرار و همانطور که گفته بود با لباسى که بدان عشق مى ورزید پا در خطوط مقدم نبرد گذاشت و چون ابوالفضل العباس(س) به شهادت رسید و با پیکرى پاره پاره از سفر بازگشت. آن روز که پیکر صد چاک برادر را به نظاره ایستادم او آرام خفته بود. آنقدر خون از وجود مهربانش رفته بود که رنگش به سپیدى مى زد. یوسف، برادر مهربان من با خلعتى سبز آغشته به بوى بهشت از قتلگاه شهیدان شلمچه باز گشته بود.*** )1( راوى: برادر شهید ***

 

 *** 

یوسفعلى در تاریخ اول شهریور ماه سال 1343 در شهر تبریز زاده شد و در خانواده اى باایمان و خداشناس و آشنا به عقاید اسلامى پرورش یافت و بزرگ شد. هفت ساله بود که پاى در راه کسب علم و دانش گذاشت. وى دوران ابتدائى را در دبستان «قطران» به پایان رساند و سپس وارد مدرسه راهنمائى «استقلال» (پاسارگاد) شد و از همان اوان کودکى در کنار تحصیل به کار قالیبافى مشغول بود تا در امر معیشت و گذران زندگى کمک خرج  خانواده باشد. او به مجالس و محافل دینى عشق مى ورزید. دو سال بعد از پیروزى انقلاب اسلامى عضو مسجد «بزرگ حکم آباد» و مسجد «شهیدمطهرى» شد. او شبها تا دیروقت و حتى بعضى وقتها تا صبح در قسمت فرهنگى مسجد مشغول فعالیت مى شد و براى خدمت به اسلام و انقلاب سر از پا نمى شناخت.

بعد از شروع جنگ تحمیلى، او که مشتاق اعزام به جبهه هاى حق علیه باطل بود یک سال سنش را در شناسنامه اش بزرگتر کرد و از طرف بسیج عازم جبهه شد. یوسفعلى به نهاد مقدس سپاه عشق مى ورزید و براى پیوستن به سبزپوشان پاسدار انقلاب بیقرارى مى نمود و با توسل به این عشق در سال 1362 ه .ش مشتاقانه به سلسله سبزپوشان سپاه پاسداران پیوست. او براى عضویت در سپاه نذر کرده بود سفره «حضرت ابوالفضل(س)» باز کند. آنگاه از طرف سپاه عازم جبهه شد و در عملیات هاى «مسلم بن عقیل»، «والفجر مقدماتى» و «والفجر یک» شرکت فعالانه داشت. او مرحله به مرحله پله هاى بیقرارى را پشت سر گذاشته بود و از والفجرها گذشته و به کربلا رسیده بود تا اینکه در 25 دیماه سال 1365 در عملیات «کربلاى 5» بر اثر اصابت ترکش به فوز عظیم شهادت نائل آمد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی