باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

سرباز شهید عمران سربازى

عمران در سال 1341 ه .ش در یکى از روستاهاى اهر متولّد شد. در همان دوران طفولیت پدرش را از دست داد و داغ بى پدرى بر قلب کوچک و مهربانش نشست. او از کودکى فقر و محرومیت را با تمام وجود احساس کرد. پدر رفته بود و مادر به تنهائى چند فرزند قد و نیم قد خود را از درد فقر و بى پناهى از این روستا به آن روستا مى کشید تا عاقبت همین ندارى و فقر آنها را وادار کرد که به تبریز مهاجرت کنند. مادر ریسندگى مى کرد و عمران و برادرش به کار در کارگاههاى قالیبافى مشغول بودند.

وقتى که در آن دخمه هاى تاریک و سیاه و نم گرفته که نامش را کارگاه گذاشته بودند، کنار برادر پشت دار قالى مى نشست، کودکى بیش نبود. کودکى که از آغاز زندگى با فقر هماغوش بود و درد خانواده را خوب مى فهمید. روزها در آن کارگاه تاریک و نم گرفته چه سخت مى گذشت. حرفها مى شنید و کتکها مى خورد، امّا دم فرو مى بست. باید تاب مى آورد، باید با همت دستهاى کوچکش چرخ خانواده بهتر مى چرخید.

چند سال گذشت. سالهائى که به اندازه قرنها رنج و درد، عذابش داده بود. کوچه هاى کودکى را در آن دالانهاى تاریک و نمور سپرى کرده بود که براى کار نقّاشى به لرستان رفت و با جدیت مشغول کار شد. دو سال گذشته بود که دوباره به تبریز بازگشت و در کارخانه آردسازى مشغول به کار گردید.

سالهاى عمرش را هر چند که طولانى نبود وقف خدمت کرد و خانواده دردآشنایش را به خدا سپرد و در اول اردیبهشت ماه سال 1360 عاشقانه براى دفاعى جانانه از کشور به سوى جبهه هاى نور شتافت.

عمران سربازى سرانجام در 29/دى/1361 در منطقه «کرخه» هنگام دیده بانى بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به گلو همچون مولایش حسین بن على علیه السلام با سر و صورتى خضاب شده به خون به دیدار معبود شتافت.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی