باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

پاسدار جاویدالاثر فرزان یزدانى

آن روز که چون کبوترى آزاد و رها، از مقابل دیدگانم گریختى، چه سبکبال و آرام مى رفتى، آنچنان آرام که حتى صداى سایش گامهایت را بر سنگفرش کوچه پیچ در پیچ فقر و آشنایمان نشنیدم. تو چون پروانه هاى آزاد و بى صدا رفتى و من با خلوت خاطرات تو تنها شدم. وقتى که خانه رنگ ماتم گرفت، وقتى که آسمان دلم خاکسترى و مه آلود گشت، وقتى که گلهاى سرخ توى گلدان آرام آرام و بى صدا پژمردند، دانستم که رفته اى. روزها در حسرت و حیرت مى گذشت و من در قاب پنجره، ثانیه هاى انتظار را به شمارش نشسته بودم. من بودم و یاد تو و خانه اى ساکت و غمزده. چه روزهاى سختى بود و من در گذر فصلها، جز خزان ندیدم. عاقبت از تو نامى آمد، فقط یک نام. وقتى ترنم سفرت را بر لبهاى ماتم زده شنیدم، دانستم که رفته اى و رسیده اى به قلّه هاى سعادت و نور. تو پریده بودى و در پروازى بى صدا و آرام، غرق در خون، به ضیافت عندربهم یرزقون نائل شده بودى، بى آنکه حتى ردّپائى از تو بر جاى بماند. وه چه عاشقانه سوخته بودى که حتى خاکسترى از تو بر جاى نمانده بود. من هر روز در قاب انتظار، خیره به آن راه سرخ که به تمام باورهاى سبز راه دارد، در انتظار توأم. من، در انتظار قاصدکى در درگاه بیقرارى و حسرت نشسته ام. شاید روزى پلاکى، تکه چفیه اى، پیشانى بندى سرخ یا نامه اى عطر روح پرور تو را به مشام جانم برساند شاید فقط شاید...

 

 

 فرزان یزدانى در تاریخ اول مهر ماه سال 1344 ه .ش در روستاى «قازانچاى» از توابع «بستان آباد» متولّد شد و در جمع خانواده اى مذهبى و متعهد پرورش یافت. وى به علّت فقر مالى و نیاز خانواده در دوران کودکى و نوجوانى همراه با تحصیل به شغل قالیبافى مشغول شد. او دوران ابتدائى و راهنمائى را تا کلاس دوّم راهنمائى در مدرسه «استقلال» پشت سر گذاشت. وى در ماههاى پر تپش انقلاب یک دم از تلاش باز نایستاد. بعد از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى به همراه سایر جوانان انقلابى محل به فعالیت در پایگاه مسجد «علوى» مشغول گردید و به این طریق مقابله فرهنگى با گروهکهاى منافق را وجهه همّت خود ساخت و بخاطر مخالفتش با حزب موسوم به «خلق مسلمان» متحمل فشارهاى روحى فراوان گردید. فرزان با آغاز جنگ تحمیلى، به عضویت سپاه درآمد. وى در سال 1357 بعد از طى دوره آموزش در «پادگان خاصبان» در قسمت آموزشى سپاه، آغاز به خدمت نمود. فرزان با شروع جنگ تحمیلى با اینکه نوجوانى بیش نبود به علت شوق زیاد براى حضور در جبهه و نبرد با دشمن بعثى، با اصرار خود عازم جبهه شد. آن روز که در تاریخ دهم اسفند ماه سال 1360 عاشقانه به جبهه ها مى شتافت، بیشتر از شانزده سال نداشت. او بدلیل ابراز لیاقت و رشادت در عملیات هاى متعدد سپاهیان اسلام تا مسئولیت معاون گردان «امام حسین علیه السلام» تیپ «31 عاشورا» پیش رفت و در عملیات هاى «فتح المبین» و «بیت المقدس» یار آرپى جى بود و مردانه همراه سلاحش حماسه ها آفرید و در عملیات «رمضان» در منطقه «شلمچه»، به عنوان معاون گردان «امام حسین علیه السلام» تیپ «عاشورا» به دفاع از حریم آرمانهاى اسلامى همّت گماشت.

شهید «فرزان یزدانى» پس از مدتها مجاهدت در جبهه هاى نبرد سرانجام در عملیات «رمضان» خود را به اوج قلّه شهادت رساند.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی