باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

در تاریخ اول بهمن سال ۱۳۴۸ ه .ش با تولّد ابراهیم، بهارستان الهى به قدوم شقایقى دیگر، آراسته گشت. ابراهیم در خانواده‏اى مذهبى در کوى شهید شریفى خیابان قدس(قره‏آغاج) تبریز به دنیا آمد و از همان اوان کودکى نبوغ و استعداد فوق‏العاده‏اش و دیگر خصائل معنویش زبان‏زد فامیلها و دوستان وى بود. دوران راهنمائى تحصیل او مصادف با شروع جنگ تحمیلى توسط رژیم متجاوز عراق به میهن اسلامیمان بود و از همان اوائل جنگ شرکت در جبهه‏هاى نبرد حق علیه باطل و جهاد فى سبیل اللَّه یگانه آرزوى او بود. ولى بعلت کمى سن، مدتها بى‏تابانه در انتظار لحظه موعود به لحظه‏شمارى نشست.

هنوز هم پایگاه مقاومت «خاتم‏الانبیاءصلى الله علیه وآله وسلم»، نوجوانى را که با سن کم امّا قلبى بزرگ، عاشقانه در برنامه‏هاى مسجد شرکت مى‏جست و براى حراست از ره‏آوردهاى انقلاب از جان مایه مى‏گذاشت، فراموش نکرده است. در آن سالهاى شور و اشتیاق، ابراهیم از نظر سنى کوچکترین فرد پایگاه مقاومت مسجد بود. چه بسیار شب‏هاى سردى که به همراه سایر برادران پایگاه به نگهبانى مى‏ایستاد و خوف بیدارى جنداللَّه را در دل منافقان کوردل و ضدانقلاب مى‏افکند. در پائیز سال ۱۳۶۰ ه .ش براى اعزام به جبهه و شرکت در جهاد با کفار بعثى به بسیج مراجعه کرد امّا بعلت کوچکى سن با مخالفت مسئولین اعزام نیرو مواجه گردید. ولى شعله عشقى که سراسر وجود او را در برگرفته بود خاموش شدنى نبود.

او به همراه دوست صمیمى‏اش «جواد دخلى» به دفعات مکرر براى اعزام به بسیج مراجعه کرد تا بالاخره بخاطر اصرار بیش از حدى که به مسئولین نمود، در تابستان سال ۱۳۶۱ ه .ش همراه یار وفادارش «جواد دخلى» که هم سن و سال ابراهیم بود، بمدت یکماه براى فعالیت در زمینه تدارکات و کمک رسانى، عازم جبهه‏هاى جنوب شدند و در ادامه، بعد از یکماه سلاح به دست گرفتند و بعنوان رزمنده، به صف بنیانٌ‏مرصوص رزمندگان اسلام پیوستند و قدم در دانشگاهى گذاشتند که آموزگارش حسین‏علیه السلام و یاران عاشورائى وى بود.

ابراهیم که سر از پا نمى‏شناخت و دلش از شوق حضور در صحنه‏هاى پیکار مى‏لرزید، ثمره مجاهدت و خلوص و جانبازى و عشق به معبودش را در تاریخ دهم مهر ماه سال ۱۳۶۱ ه .ش دریافت نمود و در کنار جواد دخلى یار همیشگى و برادر پاسدارش «بیوک بهرامى‏زاده» و دیگر شهداى عملیات ظفرمند «مسلم‏بن‏عقیل» به فیض شهادت نائل آمد و به ملکوت اعلى پیوست.

«وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدینهُم سُبلَنا وَ انَّ اللَّه لمَن المُحسِنین»

«… و آنانکه در راه ما کوشش مى‏کنند، ما راههاى خود را به آنها نشان مى‏دهیم و خداوند یار نیکوکاران است. امروز صدام خائن بدستور آمریکاى جنایتکار به این انقلاب اسلامى تجاوز کرده و وظیفه دینى ما این است که به جبهه‏ها برویم و بطوریکه امام فرمودند: «یک واجب کفائى» است و شهادت در راه خدا سخت است به جز براى کسى که تمام کوششهایش را در راه خدا و در راه رضاى خدا انجام دهد…»

«پدران و مادران و برادران و خواهران! امام را تنها نگذارید. من از تمام دوستان و آشنایان خواهش مى‏کنم که مرا ببخشید و از گناهانم در گذرید و اگر شهید شدم هیچ گریه و زارى نکنید. اگر گریه مى‏کنید بر امام حسین‏علیه السلام و یارانش گریه کنید…»

«خداوندا! ظهور امام زمان(عج) را نزدیک فرما و خمینى بت شکن را تا ظهورش سالم نگهدار و ما را از شهیدان واقعى قرار ده.»*** )۱( فرازهائى از وصیت‏نامه شهید ***

۱۲/۶/۶۱   ابراهیم بهرامى‏زاده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی