باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

پاسدار شهید حسن بلندى‏

شلمچه از بیقرارى مى‏لرزد و عطش دیدار دوباره شما گمنامان زخم جامه، پیکر چاک چاکش را به آتش مى‏ کشد. من نیک مى ‏دانم که شلمچه آن روزهاى آتش و خون را خوب به یاد دارد. شلمچه هنوز هم شقایق‏ هاى داغدارش را که بر سر سجاده آرام مى‏ گرفتند فراموش نکرده است. شلمچه دیارى است که به حرمت خون شما بلاجویان، نظرگاه ملائکة اللَّه است. شلمچه به حرمت لاله‏ هاى بیقرارش ضریح عشق است و مطاف عاشقان. مى‏ دانم که شلمچه آن آخرین دم حضور بی قراریت را هنوز هم فراموش نکرده است:

«اگر دشمن زبون قلبم را نشانه بگیرد و بدنم را زنده زنده بسوزاند یک کلمه ضعف و زبونى از خود نشان نخواهم داد و فروختن دین و اسلام و قرآن و امام عزیز را به گور خواهد برد. اگر دشمن خاکسترم را به رودخانه ‏هاى جنوب و غرب کشور بریزد تا به امواج خروشان خلیج فارس بپیوندد، از آنجا صدایم را بلند خواهم کرد که: اسلام پیروز است، زیرا با چشمى باز و با فکرى آگاهانه این راه را انتخاب نموده ‏ام.» (فرازى از وصیت‏نامه شهید)

 

 حسن روز اوّل دیماه سال 1345 در حکم‏آباد تبریز در خانواده‏اى مذهبى و دوستدار اهلبیت عصمت و طهارت‏علیهم السلام متولّد شد. والدینش که در تربیت وى جدیت زیادى داشتند، او را از همان دوران طفولیت با مسجد و هیئت و مراسم عزادارى سرور شهیدان حضرت اباعبداللَّه‏الحسین‏علیه السلام آشنا کردند و نهال عشق به مقدسات ناب اسلامى را در دل آسمانى‏اش بارور ساختند.

او دوران دبستان را در مدرسه فرقانى به پایان رساند و همزمان با تحصیل در این مقطع، حضور عبادى خود را با شرکت در نمازهاى جماعت مسجد محل آغاز کرد. او دوره راهنمائى تحصیل را در مدرسه «استقلال» گذراند و در کنار تحصیل، در کار بنائى کمک پدر بود.

پس از پیروزى انقلاب شکوهمند اسلامى در پایگاههاى «مالک ‏اشتر» و واحد احتیاط منطقه 16 حکم ‏آباد مستقر در مسجد «مصعب‏ بن‏ عمیر» فعالیت خویش را گسترش داد. بعد از شروع جنگ تحمیلى عراق علیه کشور اسلامى ایران، همراه با دوست صمیمى‏ اش شهید «محمّدرضا فرهمند» دوره آموزش نظامى را در پادگان «خاصبان» سپرى کرد و راهى جبهه‏ هاى نبرد حق علیه باطل شد و در عملیات «والفجرمقدماتى» شرکت جست و در طول دفاع‏ مقدس در عملیات هاى متعدد سپاهیان اسلام حضورى فعّال یافت. وى در جریان عملیات «والفجر 8» در منطقه «فاو» بر اثر اصابت ترکش و بمباران شیمیائى دشمن مجروح گردید و با هر زخمى که در راه دوست، بر جانش مى‏ نشست او براى لقاء یار بى‏ تاب تر مى‏ شد.

حسن در 26 مرداد ماه سال 1366 به خاطر علاقه‏ اش به نهاد مقدس سپاه، به عضویت رسمى این نهاد درآمد و به سلسله سبزپوشان سپاه پیوست. وى بعد از گذراندن دوره عمومى پاسدارى، از آنجا که دل در جبهه جا نهاده بود داوطلبانه به جبهه‏ هاى جنوب اعزام شد و تجربه ‏هاى ارزشمند خود را در «لشکر 31 عاشورا» به کار گرفت و با عنوان فرمانده دسته در خط پدافندى منطقه عملیاتى شلمچه شجاعت و توانمندى خویش را به نمایش گذاشت.

حسن پس از 27 ماه مجاهدت و جانفشانى در جبهه‏ هاى جنگ و سالها تلاش و فداکارى در راه اسلام، سرانجام روز 10/دى/1366 از شلمچه با بال هاى شهادت به دیدار یار شتافت و آسمانى شد و براستى که لایق آن بود. هنوز هم دوستان وى، او را که شجاع و جسور بود فراموش نکرده‏ اند. زندگى کوتاه امّا پر ثمر او در راه خدمت به اسلام و انقلاب اسلامى و احیاى اصل مترقى امر به معروف و نهى از منکر سپرى شد.

زندگى وى همیشه قرین با عبادت و خداجوئى بود. او چند سال قبل از اینکه به سن تکلیف برسد نماز مى‏ خواند و روزه مى‏ گرفت و از مصادیق روشن آیه شریفه «اشداء على‏ الکفار و رحماءُ بینهم» بود. امید است که نام و یاد این آزادمرد سپاهى چون دیگر شهیدان این خطه بر لوح دلها ماندگار بماند.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی