باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

یادنامه دویست شهید منطقه حکم آباد تبریز

باغ شقایق ها

۲ مطلب با موضوع «به تفکیک ماه شهادت :: شهدای مرداد» ثبت شده است

برادرانت رفته بودند امّا عطر بهشتى شان خانه را پر کرده بود. با دیدن عکس حسن و حسین بى قراریت بیشتر مى شد و تصمیمت جدى تر. شاید به سومین شهید خانواده مى اندیشیدى به این که باید روزى عکس تو کنار عکس برادران مهاجرت قرار گیرد و زینت بخش خانه ساده و پرنورتان باشد. روزهاى انتظار به سختى گذشت و آن روز که جز حضور معشوق چیزى درک نکردى براى یافتن آن یگانه ترین یار پاى در جاده هاى بى قرارى گذاشتى، چه باک اگر در پى او سر در بیابان گذارى یا از قله هاى پر برف و یخ زده بالا بروى، آفتاب مى خواستى، طالب نور بودى و شاید به این اندیشه لباس غواصى بر تن کردى تا آن مروارید یکتاى عشق را از صدف بى قرارى بیرون بکشى. تو مى خواستى زودتر بیابى و زودتر واصل شوى به آن نورٌعلى نور.

 یاد آن روزها به خیر. سال ۱۳۵۸ ه .ش در پادگان «خاصبان» بود که با صمد آشنا شدم. دى یا بهمن ۵۸ بود. آموزش ۲۵۰ نفر از پاسداران را به ما سپرده بودند که ما به آنها آموزش بدهیم. هم نخستین دوره آموزش پادگان و هم اولین دوره مربیگرى ما بود. زیاد سخت مى‏گرفتیم. شبها با بیدار کردن و بدو برپا دادن و بدو خیزدادن به نیروها و سایر آموزشها، ریزش نیروهاى آموزشى داشتیم و یواش یواش جمعى از آموزشى‏ها مى‏رفتند و پادگان را ترک مى‏کردند. آن زمان به علت نوپا بودن سپاه موانع و امکانات آموزشى چندانى در پادگان نداشتیم و براى تمرین و آموزش مثلاً پرش از پشت‏بام آسایشگاههاى پادگان که بر روى شن و ماسه‏اى که در کنار دیوار آسایشگاهها ریخته بودند مى‏پریدیم. در این میان افرادى بودند که با زور اسلحه آنها را از پشت‏بام مجبور به پرش مى‏کردیم و افرادى چون صمد بودند که پرش آزاد را چندین بار با میل و اشتیاق خود انجام مى‏دادند و باعث تشویق دیگر افراد مى‏شدند.